متلک می گویم پس هستم

داشتم می رفتم سرکار، سر تا پا سیاه، تو عالم خودم بودم و طبق معمول داشتم موزیک گوش می کردم سر پایینی خیابون فلسطین هم پا به پام کش میومد.

یه آقای کت شلواری متشخص با موهای آب و شونه زده و کیف چرم خیلی شیک از روبه رو هویدا و کم کم بهم نزدیک شد، طبق معمول خودم رو کشیدم کنار تا آقا رد شه (چون اوصولا اکثر آقایون هموطن آداب راه رفتن رو بلد نیستن) اما آقای فوق الذکر بیشتر بهم نزدیک شد و گفت:............(اینجا ممکنه خانواده رد شه بنابراین از ذکر محتویات متلک معذورم).من هم به شکل ناخود آگاه برگشتم و بازوی آقای سابقا متشخص رو گرفتم و گفتم :چی گفتی مرتیکه؟؟؟ آقاهه هم در کسری از ثانیه رنگ رخسارش شد عین گچ  بازوش رو از دستم کشید و جان بی نفس شروع کرد به دویدن!!! حالا ندو کی بدو. حتی وقتی دوباره برگشتم دیدم طرف داره می دو.

هم خندم گرفته بود هم عصبانی بودم و حس بدی تو کل روز باهام بود.نمی دونم اما انگار تازگی ها این موضوع بیشتر شده و همه دوستام از هر تیپ و قیافه در طول روز با پدیده مزاحمت مواجه می شن.

پی نوشت 1:در خبر ها اومده بود که هر زن ایرانی در یک کیلومتر مسافت بین 1 تا 20 متلک  و مزاحمت رو تحمل می کنه  که این موضوع بیشتر جنبه تحقیر دارد و یادآوری این موضوع که آبجی جای شوما تو خیابون نیست.

پی نوشت 2:  می دونم که خیلی از آقایون از این امر مستثنی هستن پس لطفا به کسی بر نخوره. اما این یه مریضی تو جامعه منه که زن همچنان از امنیت و احترام برخوردار نیست و مردها از هر قشر و رتبه ای وظیفه اخلاقی و شرعی و ملی خودشون می دونن که به هر زنی که از کنارشون رد می شه یه آسیب روانی بزنن.

/ 14 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلامت

ایول. خوب حالشو گرفتی.کاش می تونستم چهره طرفو بعد از این ماجرا ببینم.منم ایشالا میخوام دخترم رنجر و رزمی کار بشه تا اینجور مواقع یه کف گرگی یا مشت یا ...تو صورت طرف بنشونه.ولی امیدوارم که فرهنگ جامعه مون بهتر بشه.

سمیرا

هیییییییییییییی دست به دلم نذار که خونه!!! جالب اینجاست که یه وقتی فقط جوجه فکلی ها متلک می گفتن به ما که بچه راهنمایی و دبیرستان بودیم الان مرد مسن و رو به موت هم حیا نمیکنه و......

فرزام

اون الاغ رو نیگا بین 124 هزار تا پیغمبر اومده گیر داده به کی!![نیشخند] از شوخی گذشته ... ما اونجا همه مون مریضی ام

فاطمه اختصاری

سلام دعوتید به صرف یک بحث فمینیستی و سیب زمینی: بعد از 9 ماه با یک شعر جدید و کلی خبر و مطلب «فاطمه اختصاری» به روز کرد خبر چاپ کتابم: «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها» و قرار دیدارمان در نمایشگاه کتاب امسال: . . . . انتشارات «سخن گستر» خبر کامل چاپ کتاب چند تن از مطرح ترین شاعران جوان: دکتر سید مهدی موسوی/ وحید نجفی/ الهام میزبان محمد حسینی مقدم/ محمد ارثی زاد شهرام میرزایی/ مینا ارشدی راستی طرح جلد کتاب را هم حتما در وبلاگ ببینید! و کلی مطلب از همه جا و هیچ جا... از الان منتطر دیدارتان در نمایشگاه هستم نه برای فروختن کتاب برای حرف زدن و ادبیات برای شعر... منتظرم...

مریم خورشیدی

اون موقع ها که تو میدون صادقیه عمله ها مینشستن و محل گذر همیشگیم بود یکی هر روز بیخ گوشم میگفت سیبیلاتو قرض میدی باشون برم مهمونی ...یادته یکی دو ترم با سیبیلای ماتادوری میومدم دانشگاه...یارو روشنم کرد

yalda

بیمارند همشون بعد ادعای غیرت هم دارند مردتیکه چشم دراومده[عصبانی]

جلال حیدری نزاد

تو را خواندم...من همانم! همان "من" مودب نشده، همان "من: تحدید شده،همان "من" که به گاه روبرو شدن با روزنه ای میخواهد اسمان را بکشد پایین!...من همانم! تعارف چرا،موی سپید هم دارم،ولی چیزی در من تعریف نشده است! من حاصل روزهایی هستم که ترکه ی انار ادامه ی اخلاق بود! گوش کن! من حاصل روزهایی هستم که ترکه ی انار ادامه ی اخلاق بود!...

حسام

خوب بود کاش یکی یه فمری واسه ازدواج این جوونا و تفریحات سالمشون میکرد تا به این حال نمی افتادند (البته گاهی از این پسرها رو من میشناسم که فکر می کنند با متلک انداختن به یه دختر دارند بهشون حال میدن، یه جور تحسین میدونند تیکه انداتن رو) به هر حال چیز بدیه که منم نمیدونم چیکار میشه کرد حتی جلوی دوستای خودمم نمیتونم درست بگیرم(خیلی کم میتونم)

فریبا

کار به جایی رسیده که من به متلک راضیم به خدا تا کار به جاهای بدتر نکشه! [خجالت]

مجيد

شرر جون من مرده بهت چي گفت؟؟؟؟[سوال][رویا][نیشخند]