سالگرد احمد شاملو

يکشنبه/۲ /مرداد

امامزاده طاهر....گور...گل...کاشی های آبی...درخت های تبريزی...اشک...جمعيت...

فاتحه...رنگ...آفتاب تند...آيدا..............شعر...شعر...شعر...

جمعيت انبوه است و جلوتر که ميروی صدايی می شنوی

همه لرزش دست و دلم از آن بود

 که عشق پناهی گردد

پروازی نه

گريزگاهی گردد

آی عشق

آی عشق

چهره آبيت پيدا نيست....

‌‌سالگرد رفتن او....آيدا با عينک سياه تکيه بر درخت بيد زده وبه ترنم شعرهای او از گلوی دوستدارانش دل سپرده است... آرام آرام آرام...آيدای احمد....احمد شاملو....

پنجمين سالگرد درگذشت احمد شاملو در کنار احمد محمود؛هوشنگ گلشيری؛پوينده

مختاری وعاشقانی از تهران؛ تبريز؛ سنندج؛گرگان و...با شعر و عشق برگزار شد.حس عجيبی است ...يا اصلا حس نيست...

کابينت سازی که همدم روزها و شبهای شاملو بوده است تمام شعر ها را با خود زمزمه می کند و اشک امانش نمی دهد.....

سمين بهبهانی هم آمد با شعر و شور...

نه غم بود نه شادی ....فکرم آرام شده بود.....

 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
هدا

شاملو... قبرش اون روز گرم..چند روز قبل از دوم چه فقير بود.. ای عشق....

السا

عالییییییییییییییی بود