سر کار می گذارم پس هستم

        

من تازگی ها کشف کردم که عاشق ون سواری ام مخصوصا وقتی کنار پنجره بشینی و یه موسیقی باحال هم همراهیت کنه.انگار از اون بالا شهر بی ریختمون یه کمی قابل تحمل تره و به جای 5 نفر آدم جدید می تونی 10 نفر مسافر جور واجور ببینی و بالطبع هر از چند گاهی اتفاقای جالبی هم می افته.

اما دیروز وقتی داشتم  با یکی از همین ون های سبز می رفتم سمت محل کارم یه دختر فوق العاده خوشگل نشست کنار دستم و بعد از چند لحظه که ماشین راه افتاد شروع کرد آروم آروم گریه کردن ...اول فکر کردم اون هم مثل من حساسیت فصلی داره و صبح ها فین فین می کنه اما یه لحظه که جرات کردم نگاهش کنم دیدیم مثل سرندی پیتی داره گریه می کنه...به قیافه اش هم نمی یومد که به خاطر شرایط سیاسی و اقتصادی حال حاضر گریه کنه و یا اینکه نگران طرح اسلامی کردن دانشگاه ها باشه یا از طرح انضباط اجتماعی شاکی باشه و یا دلش از اعترافات ابطحی شکسته باشه و یا فکر بورسیه لنگ در هوای دانشگاهش باشه یا نگران دستگیری کروبی باشه و یا تو فکر راهپیمایی روز قدس باشه و یا نگران مسافرتش با هواپیمای توپولوف باشه و یا نگران سر رسید وام های جور واجورش باشه و یا شوهرش کتکش زده باشه و یا... تو همین تحلیل های ارتباطاتی ام بودم که موبایلش زنگ زد و خانم خوشگله با عشوه ای باور نکردنی جواب داد:

- الو سلام

- بهترم، نه بابا چی داره که بگه، دیگه جواب تلفن هم نمی ده

- آره عوضی می گه چی فکر کردی تمام این مدت سرکار بودی( بغضش می ترکه)

صداش رو میاره پایین اما من ناخواسته می شنوم معلوم می شه که جیگر فوق الذکر با دوست پسر سابقه دارش دعواش شده و از این ناراحته که پسره بعد از این همه مدت" لاو" ترکوندن اعتراف می کنه که عزیزم تو این مدت سر کار بودی و من هیچ حسی نداشتم بهت (اما چطورمی شه  به یه همچین دختری حسی نداشت من که  نمی فهمم، اصلا نمی گنجه)...با خودم گفتم ،آخه یکی نیست بگه دختر واسه این داری مثل ابر بهار گریه می کنی، اون اوشکول خودش هم توی این مدت خودش رو سر کار گذاشته و خبر نداره.

از من بعید بودکه با دختره وارد بحث نشم  اما نمی خواستم لذت ون سواری رو از دست بدم و می دونستم اون دختره هم بعد یه هفته ماجرا رو فراموش می کنه و با اون برو رو و چشم و ابرو حتما یکی دیگه رو جایگزین می کنه که اون هم ممکنه بعد از یه مدت بگه سر کار بودی. حالا که چی، همینه دیگه دروغ و دغل که اینجا جزو افتخارات فرهنگیه پس باید خودت رو برای هیجان انگیز تر از اینها هم آماده کنی.

 

اماخداییش من همیشه با واژه سرکار گذاشتن مشکل داشتم و دارم.اینکه یک نفر چقدر باید ضعف شخصیتی داشته باشه که وارد یک رابطه بشه و پیش بره و این همه وقت و هزینه و انرژی صرف کنه و درآخر بگه: "فلانی سرکار بودی" یا بادی توی غبغب بندازه و در حالی که توی جمع دوستانش در حال خالی بندییه بگه: "راستی حال کردید که فلانی رو چطور سرکار گذاشتم." وحالا تکلیف هزینه ای که از هرنظر خودش برای این به اصطلاح پروژه صرف کرده  رو به حساب نمیاره و اصلا نمی فهمه که خودش هم این وسط کم متضرر نشده اون هم  برای یک هدف نامشخص و بی اهمیت. این چیزی غیر از بیماری نمی تونه باشه بیماری که اینقدر توی جامعه ما فراگیر شده که مثل خیلی چیزای دیگه داریم بهش عادت می کنیم و متاسفانه آدم ها رو نسبت به هم بدبین تر هم کرده.

نمی فهمم چه لزومی داره که اینقدر مردم ما برای هم فیلم بازی می کنن و نه تنها توی روابط عاشقانه بلکه توی محیط های کاری و دانشگاه و خانواده همدیگر رو سر کار می ذارن  و بعد هم با افتخار از دستاوردهای یه کار پوچ و بچگانه حرف میزنن.

 

من واقعا از زندگی توی همچین جامعه مریض و خرفتی می ترسم... جایی که  بین آدم ها بیشتر از اینکه پل باشه، دیوار های بلند کشیده شده...

 

 

 

/ 25 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

خیلی قشنگ بود شرر جان...و البته دردناک! راستی منم با اعمال سانسور اجباری در فضای مجازی موافقم متاسفانه!

سحرآزاد

سلام شراره اول اینکه دستت درد نکنه که عکس های اون شب رو در کامنت قبلیت گذاشتی. خسته نباشی. خیلی خوش گذشت. دوم اینکه واقعا منم هیچ موقه نفهمیدم چه لذتی میده این نوع سرکار گذاشتن ها ولی راستش سوم اینکه یکجای این مطلب من داشتم از خنده می پکیدم. اونجایی که نوشته بودی از من بعیده که با این دختر وارد بحث نشدم. واقعا راستش یک لحظه قیافت رو توی اون موقعیت تصور کردم و...[چشمک].نارحت نشی گلم. فقط نمی دونم می تونیم امیدوار باشیم یک روزی این فکرهای آشغال و کثیف دیگه تا این حد تو جامعه مون گسترش نداشته باشه یا نه. من که فکر نمی کنم حالا حالاها درست بشه.

...

باور کن تو یکی از بزرگترین وبینظیرترین ازادی پاسداران ونویسندگان این مملکت خواهی بود!!!!!!!!! من گمان کنم تو یکی از بزرگترین مبارزان راه ازادی باشی!!!!!!!!!![خنده][گل]

این یه نظر جدیه باور کن!!!!!!!!!!!!!!!!

من افاضات عالمانه شما رو خودنم متاسفانه! نظرم رو حذف نکن چون دارم واسه نوشتنش زحمت میکشم ووبت واسم ارزش نظر گذاشتن نداره ولی واست یه نظر انتقادی میزارم نویسنده محتروم! اخه جامعه شناس من نمیدونم تو دکتری؟! بیماری روانی تشخیص میدی؟! تازه گیرم بخشی از جامعه بیمار باشن توجه کن بیمار باشند تو که از این لفظ برای تحقیر استفاده میکنی واز بسیاری از حالات وحرفای تحقیر امیز تو نوشته هات استفاده میکنی چرا به خودت دقت نمیکنی به کلمه سر کار گذاشتن حساس شدی؟! حالا گیرم یکی تو رو سر کار گذاشته باشه! یا یکی دیگرو سر کا رگذاشته باشه! اینکه بد نیست وقتی بیکاری زیاده بنظرت بده برخی هم خودشون هم دیگران رو بزارن سر کار حالا!!!تجربشون زیاد بشه؟ هزینه نداره که داره؟تازه یارو از خودش هزینه میده! اون یه جمله گفت سر کار گذاشتم خب راس گفت یعنی سر کار با هم مشغول بودیم حالا میخوایم اینکارو تموم کنیم نگفت که بازی میکردیم تو چرا ناراحتی؟ در ضمن جامعه شناس مشکل جامعه دیوار نیست اتفاقا خوبه که دیوار بین ادمها باشه چون این پلها همش فنداسیدنشون نشست داره میریزه! مشکلات جامعه رو کشف نکن دکتر!!! مواظب باش تو الفاظی که بکار میبری ا

رعنا

مرسی از عکسها این فیلتر شکنتو برا فیس بوک به مام بده بی زحمت

این یه نظر جدیه باور کن!!!!!!!!!!!!!!!!

پس به این نتیجه میرسیم تو نقد افکار خودت رو همونجا نمیذاری وبرداشت تو از ازدی دیکتاتور مابانه هست بعضی که میگن ما مردم رو تارو مار کردیم چون معترض بودن ولی این اعتراض نشانه ازادی هست[خنده]

این یه نظر جدیه باور کن!!!!!!!!!!!!!!!!

خواهشن شما ها از ازدی ونمیدونم جامعه شناسی چیزی نگین چون این شبیه یه طنز بیشتر[زبان]

تا حدودی حق با تو بود

خب اینم حرفیه! اما من باید تاییدش کنم تا اون دیگران قضاوت کنن یا اینکه منظورت از دیگران خودم هستم؟! خب تایید میکنم با اینکه یادم نمیاد اون نظری که عبارات رکیک توش هستو من داده باشم! چرا که اگه داده باشم دیگه نباید پشتش نظر میدادم در هر حال بعید نیست این ومن در صورت دادنش عذر میخوام چون نفعی بین ما تبادل نمیشه که اینهمه لطمه توش باشه!پس معذرت میخوام واقعا اما من نمیخوام موشکافی کنم ویادت بیارم قبلا تو با نظرم چه کردی که نهایت حاصلش این شد ولی درست الان مدعایی رو مطرح کردی که همون اول من گفتم وتو اونو مورد اتهام وتشکیک بردی من اولین باری که اومدم تو وبت نظر دادم تو با یه تشکیکی به نظرم جواب دادی همراه با سیصد تا اتهام احتمالا در اثر من نبود ومربوط به قبلیا بود حالا هم من تو وبت قبلا از به اصطلاح ازادی سوی استفاده نکردم که اینا رو جواب بدم اتفاقا تو از نظراتم سوی استفاده کرده بودی خیلی راحت ولی باز بر این نظرم کار تو این عکس العمل ها رو داره یعنی یکی رو بجای دیگری متهم میکنی! دوم اینکه قبلا بر این نظر بودی که اینجا مجازیه وباید حقیقی رو درست کرد! ولی روی هم رفته برخوردت توهین امیزه با نظرات واین ن

راجع به اون کانتایی که تایید کردی

خب من اونقدر ناراحت شدم كه خوابم نگرفت! پاكش كن خوب نيست باش اون كامنتا مهم قضاوت خودم بود كه ميگم اصلا يادم نمياد اونارو نوشته باشم ولي خب تو كه پدر كشتگي نداري من نميدونم چقدر عصباني شدم كه اونطور نوشتم اما بهت بگم جامعه رو انگشت اتهام نگير سمتش كه بيماره خوب نيست جامعه ما له شده له شده بيمار نيست بيمار كساي ديگه ان نگو لياقت ازادي ندارن ازادي نيست بخدا تو نميدوني حرمت ادمها وقتي له بشه وقتي به سخره بگيرن تحقير وتكفيرشون كنن خوب ادم له شده پرخاش ميكنه وقتي تو يه جمع دوستانه حرف از جامعه ميزني فرق ميكنه با وقتي تو وبلاگت از اتهام جامعه مينويسي وبلاگو همه ميخونن خواهش ميكنم نگو مردم بيمارن فلانن مردم له شدن مظلومن بيمار نيستن حالا كه يه خرده سرشونو بلند كردند ما نبايد بگيم بيمارن بميرن يا خدا شفاشون بده مردم بيمار نيستن له شدن له شدن ميفهمي له شدن بيمار اوناي ديگا ان بخدا كه له شون كردن كه تحقيرشون كردن كه از صداقتشون سوي استفاده كردن مردم رو هدف نگير من از اين ناراحت شدم با اين حال واقعا ازت معذرت ميخوام برش دار خب اونجا كه كسي نيست بقيه راجع بهش قضاوت كنن من خودم كردم بسه در ضمن گمان نميكنم

مریم

واییییییییی شرر این دیوونه چی می گه ؟؟؟کامنت هاش رو پاک کن.از خونش بگذر [ماچ] بی خیال شو ...در ضمن منم عکس های افطاری رو می خوام برای ای میل کن