تفاوت ها را باور کن

                           

این روز ها بیشتر به آدم های نا آشنای دور وبرم نگاه می کنم  آدم هایی که در افکار خودشان غرق هستند و سر به زیریا با چشمان خیره نگاهم می کنند و با سرعت از کنارم رد می شوند.بچه هایی که با کیف های صورتی و آبی بزرگ، خندان و بی پروا وپرهیاهو به مدرسه می روند و دخترکان دبستانی که با مقنعه های سفیدشان مثل دونه های برف تو خیابون ها موج می زنند.

این روز ها بیشتر به آدم های نا آشنای دورو برم فکر می کنم . می خواهم از پس چهره های رنگ پریده و چشمان بی حس شان پی به رویا های سبز و خوش بوی شان ببرم، می دانم  که همه در رویا پروری استادیم. رویا های دوستانم آنقدر زیبااست و رنگی  که  دوست دارم ساعت ها برایم بگویند و من تک تک حرف هایشان را ببلعم  و آرزو کنم که تمام این رویاها به حقیقت بپیوندد وشاید با در آغوش کشیدن دوستانم کمی آن حس زیبا را پر رنگ تر کنم.

این روزها آدم ها را کشف می کنم  بی واسطه، هر چند خیلی سخت است  و در برخی مواقع متعجب وگنگ می شوم  اما آنقدر حرف های جدید و متناقض شنیدم که حس می کنم  هنوز هیچ چیز از جامعه ای که 27 سال در آن زندگی کرده ام نمی دانم  آدم هایی که همگی در این تهران بی در وپیکر زندگی می کنند و در یک تاکسی کنار هم می نشینند اما شکاف دغدغه ها و رویاهایشان باور نکردنی است.

من دختر 22 ساله ای را کشف کردم که هر روز در کوچه های شهر می پلکد که خانه اجاره ای پیدا کند که با حقوق ناچیزش بخواند یک سقف برای آنکه با مادر و برادر کوچکش زیر آن قهقهه سر بدهند دخترکی که با همه ناملایمات  همواره لبخند می زند و از دری وری صاحب خانه ها و بنگاه داران برایمان جوک می سازد.

من پسری را کشف کردم  که تنها و تحصیلکرده و پولداراست و دنبال دختری برای دوستی می گرددو این دختر باید در بالا شهر ساکن باشد بی نهایت زیبا، پولدار،با اصالت، شیک وباکلاس باشد وحتما پلاک ماشینش 22 باشد. از نگاه این پسر ماشین پژو  206صندوقدار ناقص الخلقه است وفکر می کند که هیچ زنی به او نه نمی گوید چون هر آنچه یک زن آرزو می کند او یک جا دارد!!!

این روزها سعی می کنم که یاد بگیرم تفاوت آدم ها را درک و باور کنم که دنیا را بایدبا این تفاوت ها دید .از شما چه پنهان گاهی دلم می گیرد و گاهی کم می آورم سر خودم داد می زنم،  ولی این پوست اندازی دردناک باید تمام شود و گرنه فکرکنم مسیر را عوضی می روم.

 

·         منو با اسم کوچکم صدا کن

همین امشب برای آخرین بار

که فردا تو را می بوسم

                                       اما

                                             از پشت آجرهای دیوار

/ 26 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف

ببخشیدا من راز پلاک ماشین 22 رو نفهمیدم در حد دیپلم حرف بزن تاما هم بفهمیم خوب پلاک ماشین 18 یا 19 چشه؟

صدف

ببخشیدا من راز پلاک ماشین 22 رو نفهمیدم در حد دیپلم حرف بزن تاما هم بفهمیم خوب پلاک ماشین 18 یا 19 چشه؟

شراره

من خودم نمره بیستم ...من خودم نمره بیستم[نیشخند]

کرگدن

بی جمبه ! عوضش من بیست و یکم ! همه برن جا ... بانک مال من !!!

کرگدن

من و عمه زری بدینوسیله خوشحال و خرسندیم که آن عمس چندش دپرس کننده دهان و قفل و اینا را جایگزین کردید با تمثال مبارک خودتان !!!

کرگدن

عمس همان عکس است نقطه سر خط ! کیبورد ما را با کیبورد سیستم آتلیه عوض کرده اند که مثلن چون این جدید تر است و خوکشل تر و کلاس دارد و تیریپ مشکی ست و کوفت و اینا ! حالش را ببریم ! اما اولن بابا قوری شدیم با این دکه های ریز ! دومن هنوز قلقش دستمان نیامده و رانندگی مان باهاش خوب نیست خیلی !!!!!

کرگدن

دکه هم همان دکمه است می باشد !!

کرگدن

فک کردم واسه پول درآوردن یامفت پیشنهادای بهتری داری شرر بانو جان ! مثلن احداث یک فقره کافی شاپ باکلاس و به هر قیمتی متفاوت ! راه اندازی یه شرکت لیزینگ کلاهبردارنشان ! شرکت در انتخابات مجلس با مدرک پیش دبستانی ! افتتاح کلوپ بازیهای بومی محلی در جردن و کامرانیه ! تاسیس بانک خصوصی رفاقتی ! و الخ ... !!!