در گذرم

 

      

در گذرم

بی تامل و بی هیچ سودای دوری،هر آنچه هست همین است همینی که می دانم و می دانی...

سال ها و روزها از پی هم می گریزند،تسلسل خشک و خاموش چند هزار ساله،روز جدیدی نیست زایشی از پی ظلمت نیست.امیدواری و عشق در پس قرن ها جا مانده اند دست و پا نزن خلاص شو...رها شو...

بیامیز با اندیشه های عریانت هر چند که ترسناک و پلید باشد.در هجوم پلیدی چشم امید از آسمان بردار پس ابرها به وسعت دارو ندار بشرخالی است.

همه مرید ها از پس توهم مرادها می خزندو من به دنبال دریچه ای تا شاید

بخار شوم و

 از این مخزن رها شوم...

یا شاید نیست شوم و

یا ببارم بر روی دریایی که قدر قطره ها را می داند وموج شوم و بگردم ازسطح تا عمق هستی را...

دلم رهایی می خواهد

.

.

.

دلتنگی های آدمی

را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را

آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار از ناگفته هاست

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشقهای نهان

وشگفتی های بر زبان نیامده

و در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو ومن

 

_ امروز تو سالن سران کنفرانس اسلامی همایش روز صنعت و معدن برقرار بود حس غریبی داشتم برنامه با ٢ ساعت تاخیر شروع شد(رئیس جمهور مردمی!!! دیر کرده بود) نمی دونم چرا این حرف ها رو نوشتم و این شعراز مارگوت با صدای شاملو تو گوشم بود هنوزم هست...

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

چاهارمین طرح تن بر صلیب زده شد.....

احسان جوانمرد

دوری،هر آنچه هست همین است همینی که می دانم و می دانی... ... چی شده شرر؟ یاس فلسفی و اینها؟ وای به روزی که نخندد شرر!!!

فرزام

نه عزیز اون نیست. اونکه شادی نبود. یه چیز دیگه بود شادی صداش می کردن. در ضمن شما سوم بودی تو گیشا. این ورد پرس زبون نفهمه من چه کنم آخه[ناراحت] راستی ... خوبی تو؟

مهسا

پنجمین طرح تن بر صلیب......

کوثر

سلام از شما خفته ي چند چه کسي مي آيد با من فرياد کند

ایرن

از هر چی همایش و کنفرانس و سمیناره حالم به هم می خوره... بدترین قسمتش وقت پذیراییه....طرفو می بینی با کلی دبدبه و کبکبه و یه قطار اسم و رسم دنبالش همچین به طرف چای و شیرینی حمله می کنه که آدمو از هر چی خوردنه سیر می کنه....

رضا

از طرف جماعت خس و خاشاک هم نائب الزیاره آقا باشید! التماس دعا خواهر