ترديد يک نسل

یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم؟

هر روز خبر مهاجرت یک دوست دور یا نزدیک رو می شنوم بچه هایی که پیله رو پاره کردند و رفتند به دنبال هوای تازه و شاید دمی آسایش روانی ...عجب نسل آواره ای شدیم،تو لیست یاهو مسنجرم دوستانی که تا دیروز تو یه کلاس با هم درس می خوندیم از مالزی،هند،آلمان؛انگلیس،استرالیا،کانادا،فرانسه،آمریکاوحتی چین باهام چت می کنند وهر کس از غم شادی هاش برام حرف می زنه...شدیم مثل ذراتی که تو فضا پراکده شده و دیگه شکل یه پیکر رو نداره...هر چند به قول عالمان علم ارتباطات با وجود وسایل ارتباطی نوین دیگه نزدیکی فیزیکی زیاد مهم نیست.اما همون علما تا حالا کلی کتاب راجع به تاثیر ارتباطات رو در رو نوشتند!!!

این روز ها فقط به یه کار جدید از کاوه یغمایی به نام اولین حرف گوش می کنم ...خیلی دقیق وصف حال ماست توصیه می کنم اگه از موسیقی راک لذت می برید حتما این آهنگ رو گوش کنید.

حرف من حرف خودم نیست

حرف خاک، حرف ریشه ست

صحبت سکوت سرده آدم های توی قابه

حرف این صورتک ها نیست حرف با اون ور نقابه

حرف تردید یه نسل میون موندن ورفتن

بین خوابیدن تا صبح یا دم سحر پریدن

یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم

وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم

یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده

چرا با این همه عینک هیچ کسی مارو ندیده

/ 9 نظر / 3 بازدید
رفيق

اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت .كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا. .....فرااارسیدن ماه محرم تسلیت عرض میکنم ...التماس دعا

مهنوش

نوبت مهاجرت من وتو هم می رسه

سميرا

پلان آخر زير پوست شهر يادته:؟ كاش يكي پيدا مي شد از اين تو فيلم بگيره!

کوثر

سلام ما هم شروع کرديم برای شنديدن نجواهای ما هم حتما بيايد

as7

دليل مهاجرت خيلی مهمه...يه عده ميرن تا جسمشون رو آزاد کنند...يه عده ديگه عقل و روحشون رو....مهاجرت انسان ها با مهاجرت جانوران بايد فرق داشته باشه...

فرزام

سلام. دیشب با سمانه ذکر خیرت بود. هرچند که چند روز قبل یادت کردم. سر کار بودم که رادیو زد تو کار the wall. اون تیکه که بچه ها تو مدرسه طغیان می کنن. این آلبوم همیشه منو یاد یه دوست می اندازه. خوشحالم که هنوز زنده ای ... و می نویسی.

حمید

رفتن دوستان به دنیاهای دور،‌بسیار تلخ است.

حسین

این آلبوم فوق العاده بود . بخصوص آهنگ آخرش : "یادته بهم میگفتی .... دیگه تنهات...."

طليعه

سلام شراره جان. يه مدتی نبودی. چند بار کامنت گذاشتم. خوشحالم که باز می نويسی. زندگی خيلی چيز عجيبيه. واقعن هر کدوم يه جای دنياييم... بازم خوبه دوران دانشجويی ما دوران طلايی دانشگاه تهران بود. دلم خيلی واسه اون روزا تنگ شده...