به آرامی آغاز به مردن می کنی

شعری از پابلو نرودا

 
ترجمه از احمد شاملو


به آرامی آغاز بهمردن می کنی

اگر سفر نکنی ،

اگر کتاب نخوانی ،

اگر به اصواتزندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را درخودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمککنند

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خودشوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روز مرگی را تغییرندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگربا افراد نا شنا س صحبتنکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور وحرارت،

ازاحساسات سرکش،

واز چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

وضربان قلبت را تندتر می کنند،

دوری کنی. ..،

تو به آرامی آغاز بهمردن می کنی

اگرهنگامی که با شغلت،یا عشقت شاد نیستی، آن را عوضنکنی،

اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویا هانروی،

اگر به حوادث اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگیات

ورای مصلحت اندیشی بروی. . .

امروز زندگی را آغازکن!

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

 

 

/ 26 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهنوش

من بودم یادم رفت اسم بنویسم

کپو

در جواب پست قبلیت: ما اینیم جیگر! می خوای بخواه می خوای نخواه بابا یه سر به ما هم بزن مردیم از بس که بازدید نداریم به خدا عقده ای می شم ها !!!!

کپو

راستی لینکتو گذاشتم تو هم لینک منو بذار مگه نه ...

رضا

عاقبت منزل ما وادي خاموشان است حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز

کپو

اگه یه کم به حافظه ات رجوع می کردی شاید منو یادت می اومد جیگر!! اصلا شاید امروز تو قطار دیدمت. این دفعه بهت قول می دم ایستگاه امام پیاده شم چرا لینک من هنوز تو صفحه ات نیست؟!

کرگدن

نمی خوای چیز تازه ای بنویسی شرر بانو ؟!

کپو

نه! نگرفتی دیگه معلومه هنوز منو نشناختی جیگر:)

کپو

در هرصورت ممنون از لینکت:)

کپو

حالا این مرجان خانم کی هست؟ راستی لوگو کافیه راضی به زحمت نیستیم