آب از آب تکان نمی خورد

    

آب از آب تکان نخورد

نه دیدی و نه دیده شدی

رفت و گذشت بی نگاهی که بوی مهربانی دهد

غافل از اینکه همین نزدیکی ها،

 از آب آبی تر است دلی که می میرد برای لحن کودکانه ی او

لحنی شبیه مریمی های پرپر

امشب هم مثل همیشه است

آره

باز سر می زند تنهایی

آره

از دوباره می آید دلتنگی

با ندیدنش چه می کنی

هراسی ندارم

باهاش رفیقم این روزها

 

*دکلمه این شعر رو با صدای پرویز پرستویی دیروز توی ترافیک وسط بارون از رادیو شنیدم خیلی بهم چسبیدو امروز پیداش کردم و گذاشتم اینجا

*کی میدونه شاعرش کیه؟

/ 13 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانی

والا من نمیدونم شاعرش کیه اما احتمالا منو دیده بوده که این شعرو گفته[نیشخند][چشمک]

هانی

ولی جون من دیدی؟ واقعا آب از آب تکون نمی خوره!![شیطان][زبان]

صدف

خیلی شعر باحالیه تو هوای بارونی که دیگه فبها

رعنا

آخ از این با ندیدنش چه میکنی

رضا

سید علی صالحی‌ I Think دلم برای تو یکی خیلی تنگ شده دختر.....به قول کردها: چونی؟!!....زبان چی شد؟!!...در زمینی یا در هوا؟!!

رضا

سید علی صالحی‌ I Think دلم برای تو یکی خیلی تنگ شده دختر.....به قول کردها: چونی؟!!....زبان چی شد؟!!...در زمینی یا در هوا؟!!

سمیرا

چطوری شرر ؟ خوبی؟ یه جوری شدی این روزها ....یه جور خوب

بهزاد

سلام از اینکه پس از یک سال دوباره سایت تو رو پیدا کردم خوشحالم اول اینکه چرا اینقدر چهرت عوض شده عکس پارسالیت خوشگل تر بود دوما به تو حسودیم میشه از اینکه نمیتونم حرفامو روی کاغذ بیارم حتی برای خودم سوما از وبلاگ صاف و سادت تشکر میکنم بهزاد

نیلوفر

سلام این شعر رو دكتر مجتبي معظمي سرودن.. ظاهرا یه تغییراتی هم ایجادکردن ..