روزهای سگی

هوا هنوز درست و حسابی روشن نشده که از خونه می زنم بیرون و طبق عادت همیشگی با خواب آلودگی با خودم می گم ...شرر امروز روز خیلی خوبیه.

یه نفس عمیق می کشم اما جواب نمی ده هوا افتضاحه وهمه چیز خاکستری به نظر می رسه تک توک بچه مدرسه ای ها توی کوچه منتظر سرویس هستند و گربه ها هم حسابی از خجالت کیسه های زباله در اومدن.

صف ماشین های خطی هم مثل هر روز شلوغه وته صف می ایستم  تا نوبتم بشه اما صف هم مثل روزگار ما تکون نمی خوره ...کم کم سردم می شه و کیف سنگینم رو دست به دست می کنم و تنها چیزی که به ذهنم می رسه اینه که ام پی تری رو بذارم تو گوشم تا صدای کر کننده بوق ماشین ها رو نشنوم ...

آه موسیقی تنها اتفاق خوشایند این روزها و هر روزم ...اونقدر صدای مخملی دایدو رو بلند می کنم که از محیط اطراف کنده می شم ...سرم رو بالا می گیرم و آسمون رو نگاه می کنم و تک و توک پرنده های در به در رو نگا می کنم وابری که معلوم نیست می خواد بباره یا نه...بالاخره نوبتم می شه و دختر و پسری که جلو تر از من بودن می چپن تو ماشین و پسرک اول دختر رو می فرسته داخل و خودش هم وسط ول می شه گویا می خواد ناموسش با من تماس نداشته باشه!!! از این رفتار مردا متنفرم اما حوصله کل کل ندارم می شینم کنار دست پسرک تا مثل شیوخ عرب دو تا خانم چپ و راستش باشن.

چشمم رو می بندم و دوباره کنده می شم و با موزیک بالا می رم با خودم خلوت می کنم حس می کنم دلم بد جوری برای خودم تنگ شده. به خودم می گم هی دختر چند ماه سراغ دفتر خاطراتت نرفتی، چرا دیگه جلوی آیینه واسه خودت نمی رقصی، چرا به دوستات زنگ نمی زنی، چرا دیگه واسه بچه های ماشین بغلی شکلک در نمی یاری، چرا دیگه با پسرا فو تبال نگاه نمی کنی ، چرا کتابای کنار تختت رو نمی بینی، چند وقته سینما نرفتی، هییییی اصلا معلوم هست کجایی....

ماشین می ایسته و پیاده می شم و بابد بختی از میون آدم ها و ماشین ها عبور می کنم و از همون پیاده رو آشنا می گذرم وبا خودم می گم: شرر امروز روز خوبیه ...

/ 32 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میرزا قلمدون

رقص جلوی آینه! ایده ی خوبیه ها. . . . یادم میاد قبلنا نوشته بودم : برقص روی لیوانها تشنگی من به درک...!

صدف

پس یادت باشه امروز هم روز خوبیه منم از این کار مردا متنفرم ولی میدونی از حی متنفر ترم؟ از اینکه وقتی پهلوی آقای محترم نشستی خانومش هی مواظبه یه وقت من آقاشونو ندزدم یا نخورمش

عارفانه و عاشقانه

سلام وبلاگت جالبه ولی زبون تلخی داری به من هم سر بزن ولی قول بده تو نظرات فحش ندی..... موفق باشی خانومی......

پیمانه

سلام منم دلم برای تو خیلی تنگ شده...

فرزام

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] اینا واسه کامنت این دوستمون عارفانه و عاشقانه بود. با یه نظر فهمیده با کی طرفه![نیشخند]

احسان جوانمرد

بابا شرر بانو... بابا روز های سگی... بابا مثل پسر ها فوتبال نگاه کن! بابا عکس عوض کن را به را... کجایی پس؟

اشرف گیلانی

دنیا پر از سگ است و جهان سر به سر سگی ست غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست آهنگ سگ ترانه سگ گوش های شگ این روزها سلیقه اهل هنر سگی ست...

نوید و زهرا

سلام خوندم شرررررررررررر خوب بودو لذت بردم منم دیگه از خیلی وقته دل و دماغ دفتر خاطره و سینما و پارکو ...ندارم

عابر

قلم روانی دارید موفق باشید