خيلی مسخره است ...شدم آنی که نمی خواستم....

سال پيش همين موقع ها بود که از دانشکده فارغ التحصيل شدم اما گويا سال ها ازآن می گذرد. در مدت همين يک سال هر کدام از همکلاسی ها يه گوشه ای رفتن ...يه عدهای ازدواج کردن ...چند تا بچه دار شدن ...چند نفرشان از ايران رفتن ...عده ای هم مشغول کار شدن...يکی هم که مرد...به همين راحتی....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين روز ها قدرت تحمل خودم محک می زنم...با گرما تهران ...با همکارای عوضی...با غر غر دوستا نم پشت تلفن ...با لودگی هام برای اين که متلک ها و تيکه های بچه ها رو زير سيبيلی در کنم...با شنيدن قربون صدقه های صد تا يه غاز دوست تازه عروسم برا ی شوهر آيندش...با نديدن نگاه های عوضی مردا...با فکر کردن به عشق پسرکی که ردش کردم ...با فکر کردن به عشقی که نداشتم ...با بوق ماشين های عبوری...با بوی عرق تن مردم رنجده مترو ..با فحش های آب نکشيده راننده های خطی...با آهنگ های شهرا م صولتی...با سرو کله زدن با رئيسی که يه شبه دکترا گرفته اما قبرس ؛قبرص می نويسه...با....نمدونم اما واقعيت بدجوری زده توی گوشم....دارم آرام آرام پوست کلفت و محافظه کار می شم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دونم چند تا از شما کنسرت های" live 8"ديديد برنامه ای که برای حمايت از گرسنگان آفریقا همزمان در ۸ کشور صنعتی برگزار شد.

در هر ۳ ثانيه يک نفر در آفریقا بر اثر گرسنگی و بيماری می ميرد ...يعنی برای غذا  اولين و نخستين حق هر انسانی...اما يک نفر نيست از مردم جهان خوشبخت بپرسد چرا اين بلا سر مردم قاره سياه آمده ...آيا اين همان آشی نيست که پدران شما جهان اولی ها و از ما بهتران برای بقيه جهان پخته اند....

   

/ 5 نظر / 4 بازدید
rozita

من در مورد اين گروه شنيدم ولی اهنگاشو تا حالا گوش ندادم ......در مورد تحمل هم بايد بگم که گاهی ادم چيزايی رو بايد تحمل کنه که بسيار چندش اوره ....موفق باشی عزيز

کرگدن

جشن چايی امسال نبودی نه ؟ دو سه ماه بود دانشکده نرفته بودم ... فقط رفتم که خاطراتمو زنده کنم ... غلغله بود عين هر سال ... تنها تفاوتش اين بود که به جای پ.نصد نفر پنج نفر منو ميشناختن ... حيف شد ... حيف ... دلم همينجوری بی خودی واسه تو و پرستو تنگ شد يهو ... پاراگراف وسطم محشر بود ... حس کردم خودم نوشتمش ...

ليلا

اينارو که گفتی ياد دود و دم تهران و آفتاب و مغزای دم کشيده افتادم!

کرگدن

بلاگ رالينگ می گه آپديتی ولی انگار مزخرف می گه !!!