بوی عيدی

جنب و جوش آخر سال هنوز نخوابيده ...

ويترينهای رنگی...ماهيهای گلی بيچاره که عمرشون توی تنگ بلور چند هفته ای بيشتر نيست...بچه های ذوق زده...مادر های خسته...ميوه های رنگی ...فرشها ی لاکی  روی پشت بوم...بيد های مجنون جوانه زده...

نمی دونم اما همه سال ۸۳ يک طرف اين ماه دل گير اسفند يک طرف ...انگار خدا همه اتفاقهای کل سال توی اين يک ماه برام برنامه ريزی کرده بود... اما سعی می کنم همه چيز فراموش کنم دنيا به ساز من نمی چرخه...بايد از خوبی و بديش لذت ببرم .شايد...حتما شمال رفتن حالم جا می ياره...بايد خستگيمو در کنم...روح درد دارم. 

بوی عيدی بوی توپ

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اينا زمستون سر می کنم با اينا خستگيمو در ميکنم

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
Mardin

شمال خوش بکذره.ولی چرا اينقدر خسته نشون ميدی.البته بعد کنکور همه قاط می زنن.من به سهم خودم از خستگی و اعصاب خورديت عذر می خوام.اميدوارم هوای شمال حالتو جا بياره و سال اينده سال خوبی برات باشه.

پرستو

عيدت مبارک دختر گلم...شمال جای منم خالی کن...

samira

سال نو شد ومن از هويت تو سر در نياوردم!!!!!!!!!!!!! اگه يه وقت مردم و اين راز مهم رو کشف نکردم تو وجدان درد می گيری!!!! به هر حال منم دست کمی از تو ندارم ...سلام منو به دريا برسون...بهارت مبارک و لحظه هايت اکليلی...

تا قله راهي نيست

انان که در نبرد زندگی لبخند می زنند شايان ستايشند.اميدوارم در تحقق روياهايت لجوج تر باشي بايد دنيا را واداشت که به ساز ادمی برقصد