ساعت ۵

پتو را کنارمی زنم سرم را محکم تو بالش فشار می دم  ساعت از 4 گذشته ، توی دلم بد وبیراه می گم به پرزورترین رییس دنیا.

گفته بود" ساعت 5 می آم حاضر باش smsمیزنم بیا دم در"

جلوی آیینه می نشینم با چشمان پف کرده مو های وز وزی،حوصله ندارم صورتم را بشورم یه تیکه پنبه و شیر پاک کن چاره کاره ،از دور چشمان شروع می کنم و تا روی گونه ها و پیشانی ام را حسابی با پنبه می سایم حس می کنم پوست صورتم چسبناک شده چندشم می شود به خودم می گوییم باید برم سراغ صابون.

آب گرم و صابون حالم را جا می آورد فرصت زیادی ندارم کرم ضد آفتاب می زنم تو دلم می خندم به این کار مسخره آخه کرمی که زیر یه من آرایش دفن می شه اصلا چه فایده داره ؟ با پنکیک صورتم را روشن می کنم شدم عین عروس های ژاپنی اشکال نداره رژگونه صورتی طبیعی ترم می کنه.حالا باید رفت سراغ سخت ترین کار با خط چشم مویی نازک یک خط مشکی بالای چشمم می کشم اما مثل همیشه تا به تا، نمی دانم چطور بعضی از این دخترها اینقدر دقیق و میلیمتری خط چشم می کشند.با ریمل جدیدی که خریدم صفایی به مژه ها می دهم اما انگار یه چیزی کمه، رژلب صورتی بزنم یا بنفش ؟ رژصورتی را بر می دارم حوصله خط لب کشیدن ندارم اما نه  امروز چشام مثل همیشه نیست یه چیزی کمه.موهایم را می ریزم تو پیشونیم مانتو مشکی همیشگی را می پوشم و یک شال مشکی با هاله های صورتی و بنفش سر می کنم.ساعت 10 دقیقه به 5،  با عطر تقریبا دوش می گیرم توی ایینه خودم ورانداز می کنم ،ای کاش گونه هام یه کمی برجسته تر بود مداد مشکی را بر می دارم و توی چشمامو سیاه می کنم اما راضی کننده نیست.

خرت و پرت های توی کیفم رو وارسی می کنم ته کیفم شده پر از توتون سیگار، فقط کافی مامانم ببینه.کیفم را می تکانم توی سطل و بقیه خرت وپرت ها را جا به جا می کنم. اه داشت یادم می رفت کادو... از زیر تختم پلاستیک مشکی را بیرون می کشم و کادو مکعبی شکل را بیرون می آورم.همه چیز آماده است.

صدای smsموبایلم بلند می شود، حتما خودشه ...

Salam azizam,bebakhshid emrooz gereftar shodam nemitonam bebinamet.shab behet tel mizanam.

جلوی آیینه می ایستم با دست محکم می کشم روی لب هایم رژ صورتی تا روی گونه هام پخش می شه.حالا فهمیدم چی کمه....

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
هدا

مطلب خوب و جالبی نوشتی شراره جان احساس می کنم اين روز تو ايران به مسخرگی جشن گرفته می شه و اون عشق و علاقه ای که باعث شده مردم دنيا در این روز به هم ابراز علاقه کنند در جامعه ما ديده نمی شه. عشق های ما همه دروغين شده

هانی

سلام شرر جون هااااااااااااا خيط شدی يعنی؟ ای بابا ضايع شدن هم بد چيزيه

زهرا

سلام جیگگگگگر خیلی قشنگ می نویسی دست مریزاد موفق باشی شاید روزی همسفر دیار غربت شدیم

راحله

خوب عزیزم زنگ میزدی خودم میومدم دنبالت میرفتیم فرحزاد چایی قلیون !