چندتا گلايه از زمين و زمان....

گندش بزنن چشم به هم زديم ۲۱ روز از فروردين هم گذشت...به فکر افتادم برم يه قبر برای خودم بخرم با اين اوضاع ديدی يهو پير شدی بايد جونتو بسپری به عمو عزرائيل که تازگی ها از اضافه کاری بم يه ماکسيمای صفر هم خريده...

امسال عيد هم مثل هر سال سر خر کج کرديم سمت شمال آن هم چه شمالی...آخه يکی نيست بگه کجای دنيا آدمها (آن هم از نوع ميلياردر) حق دارن بيان ويلايی کنار دريا بسازن که موج دريا بيادتو حياط خونشون پس بقيه مردم (حدود ۹۰ درصد)بايد چيکار کنن؟ شهر های ساحلی شمال ايران همون شهر هرت معروفه...به قول مادر بزرگم که می گفت تو پول داشته باش اون وقت بيا رو سيبيل ناصرالدين شاه نقاره بزن...اما خدايش با اين اوضاع تا چند سال ديگه يه وجب ساحل هم گير نمی ياد تا بتونی غروب دريارو تماشا کنی وکنار دريا هم مثل خيلی چيزای ديگه ميشه جزء تفريحات قشر مستضعف!!!!!! بقيه اقشار جامعه هم که مهم نيستن البته يه راهکار وجود داره اين عزيزان ميتونن تشريف ببرن دبی يا آنتاليا يا ساحل نيس يا هر جای ديگه که عشقشون ميکشه ديگه هم اينقدر غر به جون اين واون نزنن....

 امان از دست اين وبلاگ های ايرانی...امان وصد امان از اين چت روم های ايرانی بعضی اوقات از خجالت روم نمی شه صفحه مونيتور نگاه کنم البته بنا به اون حق نداشته ما در ايران هر کسی حق داره که عقيده و نظرات خودش را با آزادی کامل بيان کنه اما ...ما طبق معمول از اين فرصتها هم استفاده درست نمی کنيم توی نصف وبلاگ ها يادخترا پسر ها به هم گير دادن يا آناتومی بدن خانم ها رو برسی کردن...نمی دونم شايد اين هم يه جور مبارزه است اما می دونم توی هر مبارزه ای حتی وحشيانه ترين نوع اون يه سری اصول و حرمت هايی وجود داره...

در اين زمانه پر هياهوی لال پرست              خوشا به حال کلاغان قيل قال پرست

 يکی نيست به بعضی از اين خواننده های آش خور لوس آنجلسی بگه که شما با چه جراتی پا روی احساسات مردم ميزاريد. چند وقت پيش يکی از اين کانالهای ماهواره رو نگاه ميکردم چشمتون روز بد نبينه يه خواننده جديد که از مامانش قهر کرده ورفته برای کوری چشم حسودان يه کاست داده بيرون به اسم شهريار آهنگ نياز(اصل ترانه نماز است) فريدون فروغی رو مثلا دوباره خونی کرده بود!!!واقعا که مصيبت بود... اما من به اعتماد به نفس ايشون غبطه خوردم...تن فريدون فرغی توی گور لرزيده.فريدون فروغی را که دق مرگ کرديم حداقل بگذاريم در گور آرام باشد.من به اين آقای شهريار ميگم که ...(ما را به خير تو اميدی نيست؛ شر مرسان)...

/ 1 نظر / 15 بازدید
ali

متن باهالی بود ...فقط سعی کن زياد خودتو اذيت نکنی با چيزهايی که دسته خودت نيست