رهایی و افطاری

 

 

پنجه در افکنده ایم با دستهایمان به جای رها شدن

سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را به جای همراهی کردنشان

عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب

در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

شعر :مارگوت بیکل

ترجمه :احمد شاملو 

________________________________________

 پی نوشت: بچه های ورودی 79 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به هوش باشید که عده ای در تدارک جمع کردن بچه ها برای افطاری توی دانشگاه هستن.قرار همه بچه ها از هر رشته،جنسیت و وضعیت بیان پس دیگه بهونه ای در کار نباشه به دوستاتون خبر بدید.

-شعر بالا به خبر پایین هیچ ربطی نداره اون حسمه اما این خبر که کاریش نمی شه کرد...

-زمان این گردهمایی به زودی اعلام می شه

-مکان این گردهمایی که معلومه

-مدعوین هم که خودشون می دونن

-اگه نظری دارید لطفا اعلام کنید

-ورود برای سایر دوستان و فک و فامیل 79 ایها آزاده

 

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شراره به امیر

یه دور کامنت هاتو بخون ...آشفته ای چرا اینقدر...خوش باشی..... به من که خوش گذشت کلی خندیدیم با دوستان تو این وانفسای غم

امیر

حدس میزدم! اره اشفته ام خوشحال شدم که بهم خندیدی اصلا هم ناراحت نیستم باور کن خیلی خوشحالم که بهت خوشی بخشیدم وبهت خوش گذشت برای غمت هم متاسفم جدی میگم حل میشه غصه نخور خدا بزرگ اینجور موارد حل میشه ولی خب گمان نکنم اشفتگی مردم فایده ای هم برات بیاره طرز تفکرت رو عوض کن این پلیدی بزرگیه که مارو گرفته متاسفانه تو گردابش غرق شدیم وراه رهایی نیست عزیزم انسان واسه ابادانی خلق شد نه لذت بردن از احساس اشفتگی دیگران کامنت الانم هم نمیخونم تا اگر موجب خنده شما واحساس خوشی درتون میشه احیانان بشه!

امیر

البته گمونم کسی دیگه ای بود کامنت خصوصی رو منشر نمیکرد در هر حال ایراد نداره من واقعا از خدا اگر هست میخوام مشکل هممون حل بشه انشا الله وبه ما قدری ایمان انصاف وانسانیت بده که اصلا نه دردی داره نه هیچ

مریم خورشیدی

samira ghiasi hanooz avaz nashode mesle oon yaroo refighe galiver ghor mizane ......man midoonam ....shoma movafagh nemishin....are ma hatman shekast mikhorim.... to bia azizam peida kardane restoorano baghiye kara bama albate ba jaye khab gharare shovaramo befrestam too anbari......

غزل خونه

سلام چه شعر زیبایی بود. یه دنیا حرف و تجربه پشت این شعرهای بزرگ آدمهای بزرگ هست. مثل واگن های بی نهایتی که پشت یه لوکوموتیو هستن...

سحرآزاد

شراره می بینم باز داری توطئه می چینیا.[چشمک]من رو هم یادت نره.

مینا مولایی

مریم خورشیدی! اگه اینجا رو میخونی به من یه میل بزن شماره جدیدت رو بده دخترجان . از پارسال افطار دارم دنبالت می گردم ؛ شراره هم شاهد :) *** دیگه اینکه !!! سمیرا!!! باز تو بگو میای! باز روز افطاری یه بهونه گیر بیار واسه نیومدن D:

مینا مولایی

ایمیل یادم رفت : mina.molaei@gmail.com

شهلا

شراره جون اين كامنتا رو مردم واست نوشتن تو جواب دادي يا خودت نوشتي واسه خودت بعد خوندشيون بعد جواب دادي