جنون پاییزی

این روزها حالم بهتره اوصولا هوا که رو به خنکی می ره من حالم الکی خوش می شه فکر کنم این خاصیت متولدین اردیبهشت باشه شایدم اشتباه می کنم اما من واقعا تو هوای ابری و بارونی قاطی می کنم و احساساتم دست خودم نیست و ممکنه هر کاری کنم و هر قولی بدم دوستای صمیمیم از این جنونم خبر دارن و زیاد جدیم نمی گیرن یه بار که با دوستا شمال بودیم و هوای بدجوری مستم کرده بود و بوی بارون و عطر بهار نارنج و با بوی چوب و قلیون معجونی ساخته بود، صدای موسیقی میومد و من با موهای باز و وحشی با یک پیراهن سبک زرد رنگ وسط اون همه سبزو خاکستری  توحیاط می چرخیدم ومی رقصیدم و می خواستم پرواز کنم. جالب اینکه راحله هم نامردی نکرده وازم فیلم گرفته بود وقتی فیلمو دیدم باورم نمی شد این همه دیوونه بازی از خودم در آوردم .

 این روزها دوباره همون حس پرواز داره پیدا می شه ...چند روز پیش هم صبح هوا ابری بود ومن هم از ولیعصر تا سر کارم رو پیاده گز کردم ...ام پی تری تو گوشم و قدم های ریتمی و مقنعه تقریبا افتاده و خیابون خلوت از تغییر ساعت های ماه رمضون همه چی تکمیل بودواسه شادی!!! وقتی رسیدم سرکار همکارام هر کدوم یه گوشه ولو بودن مهشاد که سرش رو میز چرت می زد و راحله هم الکی با موبایلش ور می رفت بیچاره ها از دیدن قیافه گل انداخته و نیش باز و سلام بلندم شوکه شدن تازه برای اینکه حال همه مثل من خوش بشه در اتاق رو قفل کردم و براشون کلی رقصیدم دیگه کاریش نمی شد کرد به من چه!!!

 تهران تو پاییز خیلی قشنگه( البته پاییز جاهای دیگه دنیا رو ندیدم) حتی آدم ها هم تو پاییز قشنگ ترند ، هوای ابری و بارون ناگهانی، بوی خاک و برگ های چنار، عابرهای همیشه بد خلق با چترهای رنگی وسیگارهای نیمه سوخته،  پیاده روی های طولانی و دیر رسیدن ها، شلپ شلپ تو گودال های کوچیک آب،انعکاس نور ماه تو خیابون های خیس، لبوداغ، شال گردن های دستباف رنگارنگ، کلاغ های غرغرو، موسیقی JAAZ و...

این روزها حالم بهتره ..............

/ 44 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

این عمه زری ام چه خودشو قاطی ما شاعرا می کنه ! که بگه ما سه تا رو کجا می برین !!!

کرگدن

فیلم جشن چایی رو منم می خوام !!! [نیشخند]

کرگدن

آخه من با ورودیای همه’ سالها رفیق تو رگی بودم !!!!!

احسان جوا...

خوشحالم که خوشت اومد...کمتر از بیتالمال استفاده کن واسه وبگردی و ولگردی... تازه... خوب سکوت می کنی مقابل هر حرفی که راجع به نپتون و سماور و قوری و چایی و فیلم جشن چایی و این جور چیزاست! ناقلایی هستی آلاشتی رفیق پیچ دو دره باز!

کپو

یه چیزی تو این مایه ها !!! البت بیشتر جنون بارونه تا پاییز و بهار ...

کرگدن

40 ! همینجوری محض خنده و غافلگیری اموات !!!

زهرا باقری شاد

ای شرر بانو! از حقوق ضایع شده من در کامنتینگت دفاع نمی کنی؟ ببین این کردگردن چی گفته!

بی نام

وقتی که آدم تازه تابستون رو تموم کرده و می خواد بره توی پاییز، البته اون اولاش ! وتی باد به آدم می خوره و هوا خنکه آدم مور مورش می شه و توی وجود آدم یه حس خاصی پیش میاد ! لذتش رو با هیچی نمی شه عوض کرد ( البته بگم بهترین حس، اون حسیه که وقتی صبح از خواب بلند می شی می بینی برف اومده ، می ری بیرون می بینی همه جا خلوت و یه دسته !)

کلاسور

کامنت قبلی مال من بودم منتها چون از user خواهرم کانکت شدم یادم رفت مشخصات رو پاک کنم !! ه خدا راست می گم چرا اونجوری منو نگاه می کنید !!!!!![ناراحت][ناراحت]

کرگدن

ای شرر بانو ! بدانید و آگاه باشید که اینجانبان بدینوسیله به استحضار می رساند که تو دیگه چرا ؟!!! آقا ما وبلاگمونو ببندیم شما راحت می شین ؟! دلی و واسه دل خودمون می نویسیم میگید چرت و پرته ! شما رو از مسائل و معضلات ایران اسلامی آگاه می کنیم ضایعمان می کنید که شده مجله رنگارنگ ! تازه ما مجله ای به این نام سراغ ندارم تابلو ! اصلن اگر ما خاری و مژه ای در چشم شهلای مبارک هستیم ! بفرمائید تا بیرون اندر شویم از بلاگستان ! یا اصلن خودتان دست به کاری زنید تا غصه سر آید ! و وبلاگ ما را حذف کنید ! همه هم که پسوورد ما را دارند ! از آرش گرفته تا رضا و عمه زری و دوستان و کسبه محل !!!!!